حرف ههـام ← بلیهـام بَلَه ← بلی تاکیدیهَـکَل ← قارچ خود روهِـشتَن ← گذاشتن ، اجازه دادن هَـشبار ← گیاه خار هُـووَس ← بیان اعجاب صدای دلهره آور ، سقف ریزش کرد و هُوَوَسی صدا کردهِـرَّسی ← بیان خندیدن مثل هِرَّسی زد بخندههَسین ← ظرف کِباره ای (سُفالی) با سطح داخلی زِبر برای کشک سابی ، کشک مالهَـگَلَه یا هی گَلَه ← منع سگ ، دور کردن سگ ، همراه گله فرستادنهـوا بَلا ← بی قرارهَـردَم بیل ← لحظه ای ، هوسی ، بی خودیهُـش هـُش ← نوشیدن همراه با صداهُـفَّکی ← حالت کشیدن خوراکی مایع به دهانهـوتاش ← به هدف نخوردنهَـنگومه ← هنگامههـم بِل ← بِل به معنی گذاشتن ، هم ببند ، ادامه نده ، دَرش رو هم بِل در جواب پر حرفی و نا مربوط گفتن و شخص را دعوت به سکوت کردن هـوش و بَشَره ← فهم و درک و حافظههُـی ← بَلَه ، ا شاره به شخص بدون نام بردنهِـی ← هی زدن ، ترساندنهُـی ی ی ی ← ندا دادن ، جار زدنهُـی هُـی ← ذوق و شوق حاکی از اعجابهَـین ← نفهمیدم ، متوجه نشدم دو باره بگوهَـین رو ← همین طور ، با همین حالت و سر و وضع ، بی خبر جایی رفتن ، شبیه ، مانند ، همین طور حرفی را زدن و کاری را انجام دادنهَـین رویی ← مفتی ، مجانی ، رایگانهِـشتَن ← گذاشتن ، اجازه دادنهَـنَس ← نَفَسهَـپَلی هـَپو ← بی ضابطه ، بدون رعایت عرف و رسم و مقرراتهـادِر ← مواظب ، نگهبان ، مراقب ، پرستارهـادِرباش ← آماده باش ، گوش به زنگ
حرف ییَـرو و ← یارو یـَرُ yaroa ← خطاب ، فُلانییورت ← زمان برگشت گلّه ازچَرا ، به محل و جایگاه آن یورتگاه گفته میشودیَتیم غوره ← یتیم شدن بی موقع درطفولیت ، غوره در اینجا زود هنگام ، نا رسی و بی موقع را میرساندهِـن ← الاغ را وادار به حرکت کردنهُـش ← الاغ را وادار به ایست کردنیَک پُکی ← یک آن ، یهو ،غ یر منتظرهیِـهو ← ناگهانی